سيد محمد باقر برقعى

64

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

دَمپُر « 1 » همجوشى كدام قبيله زير بلند سايهء تو ، خاك مىخورد ؟ ! ايّوب ساليان فراوان صبر كوه بلندِ سراپا گوش كِز كرده است ، كُنج افق ، خاموش . شيون بلند شد از كرنا بانگِ « دوزَلَه » « 2 » آن دم عاشق‌نواز كو ؟ مِه - در خود گرفته است زمين را يك پنجره به‌سوى سحرگاهِ ناز كو ؟ كوه ستم‌كشيده ، برادر به من بگو پس كو ، خروش « بهمنِ » تو از دهان قهر ؟ با من بگو ، آهاى پراو كوه ، آى ! كو پاىپاىِ آمدنت تا شهر . . . ؟ !

--> ( 1 ) - دم‌پر : نوعى تفنگ قديمى است كه به وسيلهء باروت و ساچمه پُر مىشده و به اين دو ، پارچه و چاشنى نيز مىافزودند . ( 2 ) - دوزله : نام نوعى ساز دهنى كُردى ، كه از دو نى به به‌هم‌بسته تشكيل يافته است .